پارساپارسا، تا این لحظه: 16 سال و 8 ماه و 22 روز سن داره

پارسای مامان و بابا

بابایی از زحماتت متشکریم!!

پسر گلم بابایی خیلی برای ما زحمت میکشه  شب و روز تلاش میکنه تا ما راحت باشیم پس قدر باباجون روع بدون و  هرگز بهش بی احترامی نکن  باشه زیزترینم؟؟  آفرین که حرف مامانی رو گوش میدی...       ...
8 خرداد 1390

سوغات سفر...

چند روز پیش بابایی به یک سفر یک روزه رفته بود سوغاتی برات  یه دس لباس محلی آورده هنوز عکست با لباس محلی آماده نیست عزیزم در اولین فرصت عکست آپ میکنم فدات شم          راستی دیروز تولد باباجون بود بهش تبریک گفتی؟؟چی!!!نگفتی؟!!   داریم این گل هم تقدیم به تو اشکال نداره هنوز خیلی دیر نشده جوجولی بیا با هم بگیم  بابایی تولدت مبارک صدسال به این سالها  خیلی دوستت داریم     ...
8 خرداد 1390

تب دندون!!!

دیشب تاصبح بیدار بودم تب داشتم چون بیمار بودم جز من یکی هم اصلا نخوابید همدرد من بود تا صبح نالید دست قشنگش روی سرم بود او دوستم داشت او مادرم بود گرمای تب کاش دیگر بخوابد تا اینکه امشب مادر بخوابد   ...
8 خرداد 1390

بدون عنوان

مدتی بود وقت نمیکردم آنلاین بشم و سری به وبلاگ بزنم عزیزم ...د٢ شبه که راحت نمیخوابی نمیدونم بخاطر دندوناته که هر5تاشم باهم میخوان بیان بیرون یا ...خلاصه مامانی خیلی نگرانته نمیدونم چرا پاهات موقع خواب شدیدا گرم میشه انگار تب داری ولی دمای بدنت عادیه...  امیدوارم هرچه زودتر دندونات دربیان و این مرحله رو هم بخوبی و خوشی پشت سر بذاری ...
8 خرداد 1390

سه شنبه 3 خرداد روز مادر....روز مادر رو به همه مامانای مامان تبریک میگم!!!

امسال اولین سالی هست که من هدیه روز مادر گرفتم بابایی مثل همیشه غافلگیرم کرد !!آخه یه هدیه از طرف خودش برام خریده بود ویه هدیه از طرف تو عزیزم...(دست هردوتون درد نکنه...سپاسگزار)خیلی خوشحال شدم و تو دلم باری هردوتون دعا کردم و از خدا خواستم که سایه بابا همیشه بالا سرمون باشه(ینی منو تو)وتو هم همیشه سالم و سرحال باشی وصالح بار بیای و دعاگوی همه نی نی ها و مامان باباهاشون
8 خرداد 1390